برچسب:
نویسنده: هستی حکیمی
سلام
تو زندگیم خیلی خودمو گول زدم نمیدونم چرا ؟؟؟
شاید بهترین خواسته و جوابم این باشه که خودمو اروم کنم
خدایا من هنوز درگیرم با خودم با ذهنم با زندگیم .
کجای دنیا شد جای من و اینکه دلم همه رو پس بزنم
چرا خودمو گول زدم چرا؟ ارامش درونی خودمو با گول زدن خودم باید بدست میومد
شاید هم بهترین کارو کردم
خدا اگر زندگیم به سالهای قبل برمیگشت کدوم راه میرفتم؟؟؟
برچسب:
نویسنده: هستی حکیمی
سلام
امروز که گذشت بدترین روز زندگیم بوده .میدونید جریان عشقم گذشت
امروز به سرم زد عکس پروفایلشو ببینم ولی چی دیدم عکس دخترشو
چقد ناز بود چقد خوشگله و...
حالم بد شده خدایا یعنی این دختر نه دلم نیومد نفرین کنم
اما دلم گرفته به هیچ عنوان رحم گذشته ام خوب نمیشه جزبانابود شدنش
من یه کینه ایی هستم
نا
نا
برچسب:
نویسنده: هستی حکیمی
دیروز سراغ اینستا تورو دیدم عکس دخترتو گذاشته بودی خدایی دختر قشنگی داری ناز میخندید
قبلا دلم نمیومد نفرین کنم اما دیروز با تمام وجودم نفرین کردم دخترتو که احساسش مثل احساس من
بمیره زجرهایی من کشیدم بکشه اشک ریختنشو ببینی بشکنه خرد بشه و...
همه بلاهایی که سر من اوردی سرش بیاد
بعد از همه نفرین کردنم کلی دلم خوشحال شد که چنین کاری کردم
میخواستی انجام ندی تو هم باید زجر کشیدن دخترتو ببینی همان طور که خانواده من زجر کشیدن منو
دیدن
برچسب:
نویسنده: هستی حکیمی
برچسب:
نویسنده: هستی حکیمی